تبليغاتX
[left] عصر ایمان در عصر آخر

صفحه نخست

ايميل من
این سایت را خانه خود کنید
اضافه به علاقه مندی ها
طراح قالب

~~~~~~~~~~~~~~

×× لینک دوستان ××

~~~~~~~~~~~~~~

×× جستجو ××


آرشیو

بهمن 1386

بهمن 1385


×× آمار وبلاگ ××
آمار بازديدکنندگان :
کاربران آنلاين :

خدایا ما در کلبه ی فقیرانه ی خود چیزی داریم  که تو در عرش

کبریایت نداری ما چون تو خدایی داریم و تو چون خودت نداری.

                                                           

+ نوشته شده در ساعت   توسط محمود |

مردی در عالم رویاءفرشته ای را دید که در یک دستش مشعل و در دست دیگرش سطل آبی گرفته بود و در جاده ای روشن و تاریک راه می رفت .

مرد جلو رفت و از فرشته پرسید : «این مشعل و سطل آب را کجا می بری؟»

فرشته جواب داد:«می خواهم با این مشعل بهشت را آتش بزنم و با این سطل آتش جهنم را خاموش کنم .

آن وقت ببینم چه کسی واقعاً خدا را دوست دارد.

+ نوشته شده در ساعت   توسط محمود |

(نشان لیاقت عشق)

+ نوشته شده در ساعت   توسط محمود |

مرد جوانی که مربی شنا و  دارنده ی چندین مدال المپیک بود به خدا اعتقادی نداشت . او چیزهایی را که درباره ی خداوند و مذهب می شنید مسخره می کرد .

شبی مرد جوان به استخر سرپوشیده آموزشگاه رفت. چراغ خاموش بود ولی ماه روشن بود و همین برای شنا کافی بود .

مرد جوان به بالاترین نقطه ی تخت شنا رفت و دستانش را باز کرد تا درون استخر شیرجه برود .

ناگهان سایه ی بدنش را همچون صلیبی روی دیوار مشاهده کرد . احساس عجیبی تمام وجودش را گرفت. از پله ها پایین آمد و به سمت کلید برق رفت و چراغ را روشن کرد .

آب استخر برای تعمیر خالی شده بود

 

+ نوشته شده در ساعت   توسط محمود |

     فرزند ادب باش نه فرزندپدر        فرزند ادب نکو کند نام پدر     

+ نوشته شده در ساعت   توسط محمود |

Designed By KakoShirazi.com

[/left]